کیمیای مهر تو...
آری به یمن لطف شما خاک زر شود...

حال خوشی نداشتم

می خواست بهم ثابت کنه که با خدا قهر کردم

اما من نمی فهمیدم که منظورش چیه

اصلا انگار گنگ شده بودم ، باورم نمی شد روزی برسه که من هم دچار غفلت بشم و ناخواسته به یه همچین دامی بیفتم

اما

دیدم راست میگه

وقتی که دلت گرفته است و نمی خوای به خدا تکیه کنی

نمی خوای باور کنی که گره ی کارهات همه اش فقط و فقط به دست اون باز میشه

این میشه قهر

همش این جمله تو سرم چرخ می خورد که

" شیطان انسان را با همان غرائزی که دارند می فریبد"

همیشه فکر می کردم شیطون چطور می خواد من رو گول بزنه

گول زده بود ،‌چه خوب هم کارش رو انجام داده بود ،‌جوری که حتی خودم هم نفهمیده بودمش

وقتی دیدم راست میگه ،‌با تمام وجود خودم رو سپردم بهش و بعد انگار قلبم آروم شد و اون هوای استرس آور قلبم رفت.

و واقعا خوب خدایی داریم ما ، مهربون خدایی داریم ما

چقدر خوبه که آدم دوستهای اینطوری داشته باشه که هراز چندگاهی گوشت رو بپیچونن و راه درست رو نشونت بدن

خدایا ! بابت دوست های خوبی که نصیبم کردی ممنون . خیلی ممنون.





نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۱٢/٤ توسط عازم
طبقه بندی:  
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin