تاول

در راه کربلا یک چیزی خیلی عجیب بود.

آدمها می خواستند که سختی بکشند .

می خواستند که پاهایشان درد بگیرد ،‌ تاول بزند ، بسوزد.

اگر کسی پاهایش تاول نمی زد با ناراحتی می گفت پاهای ی من سالم است .

شده کفش هایش را در می آورد و مسیری را پیاده و بدون کفش می رفت تا پاهایش تاول بزند .

حق داشتند .

چطور عقل می خواهد حکم کند و عشق را به تفسیر بکشد؟

چطور می شود پاهای رقیه درد بگیرد ، تاول بزند و من سالم بمانم ؟

چطور به چنینی دردی تن دهم؟

مرا بهتر آن است که پاهایم درد بگیرد ولی از درد رقیه مویه کنم.

مرا نباید از آنکه در سلامت طی الطریق کنم بی آنکه بغض بر گلویم بنشیند .

/ 2 نظر / 13 بازدید
حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. اين پيام، در حکم کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا مطالب متنوع وبلاگ، مورد نظر شما قرار خواهد گرفت. منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامي هستم. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

تهمینه

سلام اونقده با حس خوندم ها اصلا میخواستم بگم متوجه نشدم تاول رو !!